عرفی · غزلها

غزل شمارهٔ ۱۲

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
عشق کو تا در بیابان جنون آرد مرا
۲
تشنه سازد، بر لب دریای خون آرد مرا
۳
در می طامات خوش لایعلقم، مطرب کجاست
۴
تا به هوش از نغمه های ارغنون آرد مرا
۵
در بهشتم کن خدایا تا نمانم شرمسار
۶
تا که از شرم گنه دوزخ برون آرد مرا
۷
می رود اندیشه ام در کعبه از دیر مغان
۸
می برد باری نمی دانم که چون آرد مرا
۹
گر بنالم عرفی از عقل و خرد معذور دار
۱۰
من به این وادی نه خود آیم، جنون آرد مرا

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.