عرفی · غزلها

غزل شمارهٔ ۱۴

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
به زهر تشنه لبم با شکر چه کار مرا
۲
دراز باد شبم با سحر چه کار مرا
۳
مرا نشاط تماشا بس از بهشت وصال
۴
به قیمت کم و بیش ثمر چه کار مرا
۵
ز بهر کاوش دل اهل درد نیش طلب
۶
من و نگاه تو، با نیشتر چه کار مرا
۷
مرا فریب دهد ناله ای و به غم گوید
۸
ز من ترانه شنو با اثر چه کار مرا
۹
ز ناز شربت کوثر نمی چشیدم، آه
۱۰
به آتش دل داغ جگر چه کار مرا
۱۱
من و شکستن افغان به سینه در شب غم
۱۲
به نغمه سنجی مرغ سحر چه کار مرا
۱۳
چرا ز غرفی جانباز سر نمی طلبی
۱۴
فدای تیغ تو جانم، به سر چه کار مرا

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.