عرفی · غزلها

غزل شمارهٔ ۲۹

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
نداد نور شراری چراغ هستی ما
۲
گلی نچید ز شاخ، دراز دستی ما
۳
عنایت صمدی رد کفر ما نکند
۴
اگر کمال به دیر و صنم پرستی ما
۵
سر فتادگی تا به عرش می ساید
۶
کلاه فخر بلندی ربود پستی ما
۷
ز نیم مستی ما زآن کرشمه می‌بارد
۸
که چشم شاهد عشق است نیم مستی ما
۹
دمی که عشق بتازد به قلب ما عرفی
۱۰
به تاق عرش نشیند غبار هستی ما

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.