عرفی · غزلها

غزل شمارهٔ ۴۰

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
غزلی گفته ام آن باعث گفتار کجاست
۲
نوگلی چیده ام آن گوشه ی دستار کجاست
۳
یک سبو می به در صومعه آرم که دگر
۴
می فروشان بستانند که بازار کجاست
۵
خرمن آن ده دنیا به جوی گو بفروش
۶
آن که داند که سر کوچه ی خمار کجاست
۷
گام اول به سرت بر نهم اندر طلبش
۸
گر بدانم که گشاینده ی اسرار کجاست
۹
عرفی از پرده برون شو که جهان گلزار ست
۱۰
این تماشا به سراپرده ی پندار کجاست

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.