غزل شمارهٔ ۸۱
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
پیر کعنان چمنی گوشه ی بیت الحزن است
۲
هر کجا بوی گلی باد رساند چمن است
۳
هر که از بندگی خویش مرا باز خرد
۴
بنده ی اویم اگر زاهد و گر برهمن است
۵
حد حسن تو به ادراک نشاید دانست
۶
این سخن نیز به اندازه ی ادراک من است
۷
هر کسی را قدم ما نبود در ره عشق
۸
هر که در جامه ی ما بود گدای کفن است
۹
عشق از آدم و حوا متولد شده است
۱۰
تازه بر خاسته این شعله آتش کهن است
۱۱
صله شعر به عرفی شکر آرد طوطی
۱۲
خبرش نیست که او طوطی شکر شکن است