Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
عرفی · غزلها

غزل شمارهٔ ۸۸

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
درد نایافت ز بی دردی اقبال من است
۲
ور نه مقصود من افتاده به دنبال من است
۳
با قضا سینه ی من صاف نگردد هرگز
۴
شکوه ی من همه از جانب اهمال من است
۵
هرگز از محنت ایام نبودم آزاد
۶
فتنه همزاد من و حادثه هم سال من است
۷
آستینی که دو عالم بت و زنار در اوست
۸
گر به معنی نگری نامه ی اعمال من است
۹
عرفی اصلاح پریشانی ام از یاد ببر
۱۰
کانچه ادبار بود پیش من، اقبال من است

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.