غزل شمارهٔ ۹۰
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
مگر زمانه اسیر کمند آه من است
۲
که باز بالش امید تکیه گاه من است
۳
ز دیدن هوس، پاک بین شود چون عشق
۴
دمی که حسن تو آلوده ی نگاه من است
۵
صحیفه ای که نگردد به آب رحمت پاک
۶
گمان برم که سیه نامه ی گناه من است
۷
دو عالم از اثر شعله ی جمالت سوخت
۸
به جر شعاع محبت که در پناه من است