غزل شمارهٔ ۱۳۴
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
بیدلی کو از او پرسم دل آواره چیست
۲
از مزاج دل تفاوت تا به سنگ خاره چیست
۳
عهد پیش از خاطرم شد، عشق گویا بنگرم
۴
بی وفایی های بخت و شوخی سیاره چیست
۵
چاره ای آخر ضرور است از پی تحصیل درد
۶
من ندانم هر که می داند بگوید چاره چیست
۷
آن که می دزدد نزاکت نام مرهم از تنش
۸
کی شناسد شکر زخم غمزه ی خونخواره چیست
۹
آن که چین آستین ها را برابر می کند
۱۰
چون بداند ذوق چاک دامن صد پاره چیست
۱۱
عرفی این ها با که گویی عشق می بازد ز تو
۱۲
زود خواهی گفت کاین بیهوده ی کفاره چیست