غزل شمارهٔ ۱۳۸
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
یک سخن نیست که خاموشی از آن بهتر نیست
۲
نیست علمی که فراموشی از آن بهتر نیست
۳
اینک اصحاب حرم ، جرعه زنی، نزع و صلاح
۴
کو صلاحی که قدح نوشی از آن بهتر نیست
۵
گر چه از هم نفسان جمله وفا می بینم
۶
آن وفا کو که جفا کوشی از آن بهتر نیست
۷
هست هشیاری آسوده دلان قابل راز
۸
این قدر هست که بیهوشی از آن بهتر نیست
۹
گفتی ام عیب تو عرفی، به چه پوشیم، بگو
۱۰
هر لباسش که تو پوشی از آن بهتر نیست