غزل شمارهٔ ۱۶۷۲
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
روز باران است و ما جو می کنیم
۲
بر امید وصل دستی می زنیم
۳
ابرها آبستن از دریای عشق
۴
ما ز ابر عشق هم آبستنیم
۵
تو مگو مطرب نیم دستی بزن
۶
تو بیا ما خود تو را مطرب کنیم
۷
روشن است آن خانه گویی آن کیست
۸
ما غلام خانههای روشنیم
۹
ما حجاب آب حیوان خودیم
۱۰
بر سر آن آب ما چون روغنیم