غزل شمارهٔ ۱۶۰
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
منصور و ان الحق ردن و دار و دگر هیچ
۲
ماییم و لبالب شدن از یار و دگر هیچ
۳
گر راه به مراسم کده ی عشق بیابی
۴
الماس بنه بر دل افگار و دگر هیچ
۵
بر لوح مزارم بنویسید پس از مرگ
۶
کای وای ز محرومی دیدار و دگر هیچ
۷
از کعبه گر این بار برون ام بگذارند
۸
ناقوس به دست آرم و زنار و دگر هیچ
۹
عرفی به غلط شهره به زرق است ببینید
۱۰
صد گل زده بر گوشه ی دستار و دگر هیچ