غزل شمارهٔ ۷
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
جاه دنیا سر بسر نوک سنان و خنجر است
۲
پا بدین ره کی نهد آنرا که چشمی بر سر است
۳
سر به بالین چون نهد آنرا که دردی در دلست
۴
خواب شیرین چون کند آن را که شوری در سر است
۵
هفت کشور گشتم و درمان دردم کس نکرد
۶
یا رب این درمان دردم در کدامین کشور است
۷
پارسائی راست ناید، یار ما آسوده باش
۸
حقه بازی دیگر و شمشیربازی دیگر است
۹
راست بنگر جانب این پیره زال کج نهاد
۱۰
کاین جلب پیوسته رنگینپار خون شوهر است
۱۱
در فراقم یاد آنشب همچو آب و آتش است
۱۲
در مزاقم حسرت آن لب چو شیر و شکر است
۱۳
از خرابات و حرم چیزی نشد حاصل رضی
۱۴
اینقدر معلوم شد کان نشئه جائی دیگر است