غزل شمارهٔ ۳۵
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
ای کاش که سجاده به زنار فروشند
۲
این طایفه دین چند به دینار فروشند
۳
حق از طرف برهمنان است که امروز
۴
صد سبحه به یک حلقه زنار فروشند
۵
ترسم که به خاکستر گلخن نستانند
۶
زان جنس که این طایف دربار فروشند
۷
در کار دلم کرد همه عشوه چشمش
۸
خوبان دغا مهر به اغیار فروشند
۹
مخمور دو چشم تو رضی گشته نگاهی
۱۰
کاین باده نه در خانهٔ خمار فروشند