Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
مولوی · دیوان شمس

غزل شمارهٔ ۱۶۷۸

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
من اگر نالم اگر عذر آرم
۲
پنبه در گوش کند دلدارم
۳
هر جفایی که کند می رسدش
۴
هر جفایی که کند بردارم
۵
گر مرا او به عدم انگارد
۶
ستمش را به کرم انگارم
۷
داروی درد دلم درد وی است
۸
دل به دردش ز چه رو نسپارم
۹
عزت و حرمتم آنگه باشد
۱۰
که کند عشق عزیزش خوارم
۱۱
باده آنگه شود انگور تنم
۱۲
که بکوبد به لگد عصارم
۱۳
جان دهم زیر لگد چون انگور
۱۴
تا طرب ساز شود اسرارم
۱۵
گر چه انگور همه خون گرید
۱۶
که از این جور و جفا بیزارم
۱۷
پنبه در گوش کند کوبنده
۱۸
که من از جهل نمی‌افشارم
۱۹
تو گر انکار کنی معذوری
۲۰
لیک من بوالحکم این کارم
۲۱
چون ز سعی و قدمم سر کردی
۲۲
آنگهی شکر کنی بسیارم

دانش و پژوهش این شعر

نیازمند بازبینی
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۱ نیازمند تصمیم۱ موجودیت مرتبط

پیش‌نویس‌ها و پیشنهادها

هنوز واقعیت تأییدشده نیستند
پیشنهادیبه‌کارگیری نماد

می و جام

به‌کارگیری نماد ← می و جام

Matched curated alias: می; editorial status: suggested

۱ شاهد متنی
شاهد متنی در منبع ثبت شده است.
۰ بیت · رابطهٔ منتقل‌شده
Vira