غزل شمارهٔ ۵۲
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
چو از جور رقیبان از در او بار میبستم
۲
ره آمد شدن از گریه بر اغیار میبستم
۳
خوش آن خاری که چون سنگش بسر میزد من از حسرت
۴
چو گل میچیدم و بر گوشهٔ دستار میبستم
۵
گشادم از در پیر مغان شد کاشکی ز اول
۶
ز کف تسبیح میافکندم و زنار میبستم
۷
در آمد میشدم صد بار افزون از در یاری
۸
دل خود گر رضی بر صورت دیوار میبستم