غزل شمارهٔ ۹۴
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
در ین بوستانم نه هائی نه هوئی
۲
درین گلستانم نه رنگی نه بوئی
۳
چه کردم چه گفتم چه دیدی که هرگز
۴
نیائی نپرسی نخواهی نجوئی
۵
خمارم کجا بشکند جام و باده
۶
بهر حال اگر خم نباشد سبوئی
۷
دویدیم چون آب بر روی عالم
۸
ندیدیم در هیچ آب روئی
۹
نکردیم هرگز کسی را سلامی
۱۰
رسیدیم هر جا، کشیدیم هوئی
۱۱
چه شوری است در سر رضی را ندانم
۱۲
که پیوسته دارد به خود گفتگوئی