Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
مولوی · دیوان شمس

غزل شمارهٔ ۱۶۸۸

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
رفتم ز دست خود من در بیخودی فتادم
۲
در بیخودی مطلق با خود چه نیک شادم
۳
چشمم بدوخت دلبر تا غیر او نبینم
۴
تا چشم‌ها به ناگه در روی او گشادم
۵
با من به جنگ شد جان گفتا مرا مرنجان
۶
گفتم طلاق بستان گفتا بده بدادم
۷
مادر چو داغ عشقت می دید در رخ من
۸
نافم بر آن برید او آن دم که من بزادم
۹
گر بر فلک روانم ور لوح غیب خوانم
۱۰
ای تو صلاح جانم بی‌تو چه در فسادم
۱۱
ای پرده برفکنده تا مرده گشته زنده
۱۲
وز نور رویت آمد عهد الست یادم
۱۳
از عشق شاه پریان چون یاوه گشتم ای جان
۱۴
از خویش و خلق پنهان گویی پری نژادم
۱۵
تبریز شمس دین را گفتم تنا کی باشی
۱۶
تن گفت خاک و جان گفت سرگشته همچو بادم

دانش و پژوهش این شعر

نیازمند بازبینی
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۳ نیازمند تصمیم۳ موجودیت مرتبط

پیش‌نویس‌ها و پیشنهادها

هنوز واقعیت تأییدشده نیستند
پیشنهادیبه‌کارگیری نماد

می و جام

به‌کارگیری نماد ← می و جام

Matched curated alias: می; editorial status: suggested

۱ شاهد متنی
شاهد متنی در منبع ثبت شده است.
۰ بیت · رابطهٔ منتقل‌شده
Vira
پیشنهادیبازنمایی کهن‌الگو

معشوق آرمانی

بازنمایی کهن‌الگو ← معشوق آرمانی

Matched curated alias: دلبر; editorial status: suggested

۱ شاهد متنی
شاهد متنی در منبع ثبت شده است.
۰ بیت · رابطهٔ منتقل‌شده
Vira
پیشنهادیشامل شخصیت

معشوق

شامل شخصیت ← معشوق

Matched curated alias: دلبر; editorial status: suggested

۱ شاهد متنی
شاهد متنی در منبع ثبت شده است.
۰ بیت · رابطهٔ منتقل‌شده
Vira