غزل شمارهٔ ۱۷۲
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
خم بجوش آمد، بگو چون توبه اکنون بشکند
۲
توبه ای کز بی شرابی کرده ام چون بشکند
۳
در چمن هرگز نکرد آن سرو قامت جلوه ای
۴
کز خجالت باغبان صد نحل موزون بشکند
۵
بر دهانش زن گر آرد نام همت بر زبان
۶
تشنه ای کو جام جم بر فرق جیحون بشکند
۷
گر دهم جامی به عشاق از خراب شوق دوست
۸
بوی لیلی گر بیاید رنگ مجنون بشکند
۹
در بیان شعر عرفی وقت آن خوش گر فتد
۱۰
لفظ را بر لب بپیچد، شأن مضمون بشکند