غزل شمارهٔ ۱۸۷
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
این صفا حسن و محبت ز هم اندوخته اند
۲
این دو شمع اند که از یکدگر افروخته اند
۳
عشوه و ناز و تغافل که تراود از تو
۴
شیوه ها را همه گویی ز هم آموخته اند
۵
ما فرو رفته به بحر غم بی پایانیم
۶
جامهٔ ما نه به اندازهء ما دوخته اند
۷
دفع لب تشنگی از شعله نکردست کسی
۸
مگر آن جمع که از آتش دل سوخته اند
۹
بندگان تو که درعشق خداوندانند
۱۰
دو جهان را به تمنای تو بفروخته اند
۱۱
عرفی آنان که ز تحقیق مسایل مست اند
۱۲
خون هم خورده از آن چهره برافروخته اند