Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
عرفی · غزلها

غزل شمارهٔ ۲۰۲

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
دل خستگان که بستهٔ تدبیر می شوند
۲
وارسته از کمند به زنجیر می شوند
۳
برگی ز بوستان خرابی نچیده اند
۴
جمعی که سایه گستر و تعمیر می شوند
۵
این ناوک از کمان که آید که هر طرف
۶
صید افکنان نشانهٔ این تیر می شوند
۷
این فتنه از کجاست که مستان شیرگیر
۸
گردن نهند و بستهٔ زنجیر می شوند
۹
این شاهباز کیست که در صیدگاه او
۱۰
مرغان بال بسته هواگیر می شوند
۱۱
عرفی چه حالت است که در شهر بخت ما
۱۲
نازاده کودکان به رحم پیر می شوند

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.