غزل شمارهٔ ۲۲۲
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
عاقلان آدابت آموزند و رسوایت کنند
۲
دامن جمعی به دست آور که شیدایت کنند
۳
ناگهان عشقت کدازند، از حجاب ناکسی
۴
پرده بگشا تا ز نادانی تمنایت کنند
۵
باغ گل پژمرده کردی، رو ز کس در هم مکش
۶
من هم از غیرت گذشتم، گو تماشایت کنند
۷
پس به کویی جلوه کن، بر مستحقان، زینهاد
۸
تا دعایی بهر حسن عالم آرایت کنند
۹
عرفی ار مانی قدم در وادی اهل وجود
۱۰
صد بیابا ن خار خذلان تحفهٔ پایت کنند