غزل شمارهٔ ۲۲۶
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
حدیث عشق جان فرسا بگویید
۲
به دزدان اینسخن اما بگویید
۳
متاع من نمی ارزد به تاراج
۴
حکایت با من از یغما بگویید
۵
به طور ما نگنجد منع دیدار
۶
ولی این راز با موسی بگویید
۷
قیامت را ز پی بستیم و رفتیم
۸
دگر افسانهٔ فردا بگویید
۹
چه باشد جان فسان این حکایت
۱۰
به دست و آستین ما بگویید
۱۱
چو ناحق کشتگان او شمارند
۱۲
به حق زخم او، کز ما بگویید
۱۳
نشانی از دل عرفی بیاور
۱۴
دگر غم را جهان بنما بگویید