Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
عرفی · غزلها

غزل شمارهٔ ۲۳۱

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
کرشمه دست در آغوش نوشخند تو باد
۲
غبار فتنه سراسیمهٔ سمند تو باد
۳
دمی که آتش حسن تو شعله خیز شود
۴
هزار مردمک دیده ام سپند توباد
۵
سری که حلقهٔ فتراک دست می افتد
۶
مروت است که گویند اسیر بند تو باد
۷
به مدعی چه دعاهای بد نکردم، لیک
۸
دلم نداد که گویند اسیر بند تو باد

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.