Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
عرفی · غزلها

غزل شمارهٔ ۲۵۹

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
به یادم هرگز آن نخل قد موزون نمی آید
۲
که از هر دیده ام صد چشمه خون بیرون نمی آید
۳
کدامین دوست می آید به نزدیک من گریان
۴
که تا آمد برمن، صد قدم بیرون نمی آید
۵
نمی دانم که سنگ فتنه در هنگامه می بارد
۶
که این بی رحمی از بیداد گردون نمی آید
۷
به داغ دل کند دست ملامت آن نمکسایی
۸
که هنگام تبسم زان لب میگون نمی آید
۹
ز نام ناقه گاهی دوست را از نار می گیرد
۱۰
که دیگر جست و جوی لیلی از مجنون نمی آید
۱۱
نزد این گریه ها بر آتشم آبی و دانستم
۱۲
که صد توفان نوح از عهده اش بیرون نمی آید

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.