غزل شمارهٔ ۲۶۲
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
مرا ز غمکدهٔ سینه داغ می روید
۲
ز بزمگاه محبت چراغ می روید
۳
تو پای کعبه ای آماده کن که در هر گام
۴
هزار خضر به راه سراغ می روید
۵
بهشت کو که تماشا کند که حسن تو را
۶
ز باغ لاله و از لاله باغ می روید
۷
مسیح گو گهر آفتاب را مفروش
۸
که از خزینهٔ ما شبچراغ می روید
۹
هزار کعبه و هزار کشتهٔ دوست
۱۰
کزآن سلامت ، ازین درد و داغ می روید
۱۱
هزار حسن که شعرم ز آستین افشاند
۱۲
که روضه روضه گلم از دماغ می روید
۱۳
مگر ترانهٔ عرفی کسی به گلشن برد
۱۴
که بانگ دزد ز دستان زاغ می روید