Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
مولوی · دیوان شمس

غزل شمارهٔ ۱۷۰۹

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
ما قحطیان تشنه و بسیارخواره‌ایم
۲
بیچاره نیستیم که درمان و چاره‌ایم
۳
در بزم چون عقار و گه رزم ذوالفقار
۴
در شکر همچو چشمه و در صبر خاره‌ایم
۵
ما پادشاه رشوت باره نبوده‌ایم
۶
بل پاره دوز خرقه دل‌های پاره‌ایم
۷
از ما مپوش راز که در سینه توایم
۸
وز ما مدزد دل که نه ما دل فشاره‌ایم
۹
ما آب قلزمیم نهان گشته زیر کاه
۱۰
یا آفتاب تن زده اندر ستاره‌ایم
۱۱
ما را ببین تو مست چنین بر کنار بام
۱۲
داند کنار بام که ما بی‌کناره‌ایم
۱۳
مهتاب را چه ترس بود از کنار بام
۱۴
پس ما چه غم خوریم که بر مه سواره‌ایم
۱۵
گر تیردوز گشت جگرهای ما ز عشق
۱۶
بی‌زحمت جگر تو ببین خون چه کاره‌ایم
۱۷
قصاب ده اگر چه که ما را بکشت زار
۱۸
هم می چریم در ده و هم بر قناره‌ایم
۱۹
ما مهره‌ایم و هم جهت مهره حقه‌ایم
۲۰
هنگامه گیر دل شده و هم نظاره‌ایم
۲۱
خاموش باش اگر چه به بشرای احمدی
۲۲
همچون مسیح ناطق طفل گواره‌ایم
۲۳
در عشق شمس مفخر تبریز روز و شب
۲۴
بر چرخ دیوکش چو شهاب و شراره‌ایم

دانش و پژوهش این شعر

نیازمند بازبینی
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۱ نیازمند تصمیم۱ موجودیت مرتبط

پیش‌نویس‌ها و پیشنهادها

هنوز واقعیت تأییدشده نیستند
پیشنهادیبه‌کارگیری نماد

می و جام

به‌کارگیری نماد ← می و جام

Matched curated alias: می; editorial status: suggested

۱ شاهد متنی
شاهد متنی در منبع ثبت شده است.
۰ بیت · رابطهٔ منتقل‌شده
Vira