Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
عرفی · غزلها

غزل شمارهٔ ۳۱۴

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
به جهان چه کار سازم، که به ساختن نیرزد
۲
به کدام ملک تازم، که به تاختن نیرزد
۳
ز سماع هر دو عالم، چه ستانم و چه یابم
۴
که به یافتن نشاید، به شناختن نیرزد
۵
نه تو مرد دلنوازی، نه دل آن قدر که شاید
۶
که گر از نوا بیفتد، به نواختن نیرزد
۷
همه قلب را چه سوزی، بگداز سیم قلبی
۸
که برای سیم خالص، به گداختن نیرزد
۹
به کرشمهٔ تو، عرفی، دل و دین بباخت، لیکن
۱۰
نه چنان دلی و دینی، که به باختن نیرزد

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.