غزل شمارهٔ ۳۳۷
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
گَرَم دعای مَلَک خاک رهگذر باشد
۲
به هر کجا نهم پا نیشتر باشد
۳
در آفتاب طلب گشت بخت ما همه عمر
۴
نیافت سایهٔ نخلی که بارور باشد
۵
امید عافیت از مردن است و می ترسم
۶
که مرگ دیگر و آسودگی دگر باشد
۷
به بال خویش منال ای هما، به گلشن عشق
۸
در این چمن، قفس مرغ بال و پر باشد
۹
بده بشارت طوبی که مرغ همت ما
۱۰
بر آن درخت ننشیند که بی ثمر باشد
۱۱
به آتش جگرتشنگان نگردد خشک
۱۲
ز آب دیدهٔ ما، دامنی که تر باشد
۱۳
تمام آتشم و نالهٔ بی اثر، عرفی
۱۴
فغان که دوزخیان را کجا اثر باشد