غزل شمارهٔ ۳۵۴
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
دلی کز حسن آن گل، در نظر گلزارها دارد
۲
اگر برگ گلی باشد، درونش خارها دارد
۳
دلیل عصمت زاهد، بدانی زهد و تقوا را
۴
که او در پردهٔ اسلام و دین، زنارها دارد
۵
من و وادی شوق ناوک صید افکنی، کانجا
۶
تذروران حرم را بر سر دیوارها دارد
۷
اگر بادی وزد، چون شعله، بر من، عشق می لرزد
۸
ازین معلوم می گردد که بر من کارها دارد
۹
ز منع انده و تکلیف، خوشحالی در آزار است
۱۰
زبان شکوه عرفی از چنین آزارها دارد