Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
مولوی · دیوان شمس

غزل شمارهٔ ۱۷۲۴

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
همه جمال تو بینم چو چشم باز کنم
۲
همه شراب تو نوشم چو لب فراز کنم
۳
حرام دارم با مردمان سخن گفتن
۴
و چون حدیث تو آید سخن دراز کنم
۵
هزار گونه بلنگم به هر رهم که برند
۶
رهی که آن به سوی تو است ترک تاز کنم
۷
اگر به دست من آید چو خضر آب حیات
۸
ز خاک کوی تو آن آب را طراز کنم
۹
ز خارخار غم تو چو خارچین گردم
۱۰
ز نرگس و گل صدبرگ احتراز کنم
۱۱
ز آفتاب و ز مهتاب بگذرد نورم
۱۲
چو روی خود به شهنشاه دلنواز کنم
۱۳
چو پر و بال برآرم ز شوق چون بهرام
۱۴
به مسجد فلک هفتمین نماز کنم
۱۵
همه سعادت بینم چو سوی نحس روم
۱۶
همه حقیقت گردد اگر مجاز کنم
۱۷
مرا و قوم مرا عاقبت شود محمود
۱۸
چو خویش را پی محمود خود ایاز کنم
۱۹
چو آفتاب شوم آتش و ز گرمی دل
۲۰
چو ذره‌ها همه را مست و عشقباز کنم
۲۱
پریر عشق مرا گفت من همه نازم
۲۲
همه نیاز شو آن لحظه‌ای که ناز کنم
۲۳
چو ناز را بگذاری همه نیاز شوی
۲۴
من از برای تو خود را همه نیاز کنم
۲۵
خموش باش زمانی بساز با خمشی
۲۶
که تا برای سماع تو چنگ ساز کنم

دانش و پژوهش این شعر

نیازمند بازبینی
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۲ نیازمند تصمیم۲ موجودیت مرتبط

پیش‌نویس‌ها و پیشنهادها

هنوز واقعیت تأییدشده نیستند
پیشنهادیبه‌کارگیری نماد

گل و بلبل

به‌کارگیری نماد ← گل و بلبل

Matched curated alias: گل; editorial status: suggested

۱ شاهد متنی
شاهد متنی در منبع ثبت شده است.
۰ بیت · رابطهٔ منتقل‌شده
Vira
پیشنهادیبه‌کارگیری نماد

می و جام

به‌کارگیری نماد ← می و جام

Matched curated alias: شراب; editorial status: suggested

۱ شاهد متنی
شاهد متنی در منبع ثبت شده است.
۰ بیت · رابطهٔ منتقل‌شده
Vira