Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
مولوی · دیوان شمس

غزل شمارهٔ ۱۸۴۳

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
دوش چه خورده‌ای دلا راست بگو نهان مکن
۲
همچو کسان بی‌گنه روی به آسمان مکن
۳
رو ترش و گران کنی تا سر خود نهان کنی
۴
بار دگر گرفتمت بار دگر همان مکن
۵
باده خاص خورده‌ای جام خلاص خورده‌ای
۶
بوی شراب می زند لخلخه در دهان مکن
۷
چون سر عشق نیستت عقل مبر ز عاشقان
۸
چشم خمار کم گشا روی به ارغوان مکن
۹
چون سر صید نیستت دام منه میان ره
۱۰
چونک گلی نمی‌دهی جلوه گلستان مکن
۱۱
غم نخورد ز رهزنی آه کسی نگیردش
۱۲
نیست چنان کسی کی او حکم کند چنان مکن
۱۳
خشم گرفت ابلهی رفت ز مجلس شهی
۱۴
گفت شهش که شاد رو جانب ما روان مکن
۱۵
خشم کسی کند کی او جان و جهان ما بود
۱۶
خشم مکن تو خویش را مسخره جهان مکن
۱۷
بند برید جوی دل آب سمن روا نشد
۱۸
مشعله‌های جان نگر مشغله زبان مکن

دانش و پژوهش این شعر

نیازمند بازبینی
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۳ نیازمند تصمیم۳ موجودیت مرتبط

پیش‌نویس‌ها و پیشنهادها

هنوز واقعیت تأییدشده نیستند
پیشنهادیبه‌کارگیری نماد

می و جام

به‌کارگیری نماد ← می و جام

Matched curated alias: می; editorial status: suggested

۱ شاهد متنی
شاهد متنی در منبع ثبت شده است.
۰ بیت · رابطهٔ منتقل‌شده
Vira
پیشنهادیبازنمایی کهن‌الگو

عاشق جوینده

بازنمایی کهن‌الگو ← عاشق جوینده

Matched curated alias: عاشقان; editorial status: suggested

۱ شاهد متنی
شاهد متنی در منبع ثبت شده است.
۰ بیت · رابطهٔ منتقل‌شده
Vira
پیشنهادیشامل شخصیت

عاشق

شامل شخصیت ← عاشق

Matched curated alias: عاشقان; editorial status: suggested

۱ شاهد متنی
شاهد متنی در منبع ثبت شده است.
۰ بیت · رابطهٔ منتقل‌شده
Vira