Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
مولوی · دیوان شمس

غزل شمارهٔ ۱۸۵۷

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
توقع دارم از لطف تو ای صدر نکوآیین
۲
درون مدرسه حجره به پهلوی شهاب الدین
۳
پیاده قاضیم می خوان درون محکمه قاصد
۴
و یا خود داعی سلطان دعاها را کنم آمین
۵
بدین حیله بگنجانی در آن خانه ربابی را
۶
که نامم را بگردانی نهی نامم فلان الدین
۷
که خلقان صورت و نامند مثال میوه خامند
۸
کی از جانشان خبر باشد که آن تلخ است یا شیرین
۹
وگر حال آورد قاضی سماعش آرزو آید
۱۰
رباب خوب بنوازم سماعی آرمش شیرین
۱۱
ز آواز سماع من اقنجی هم شود زنده
۱۲
سر از تربت برون آرد بکوبد پا کند تحسین
۱۳
کفن را اندراندازد قوال انداز مستانه
۱۴
از آن پس مردگان یک یک برون آیند هم در حین
۱۵
عجب نبود که صورت‌ها بدین آواز برخیزند
۱۶
که صورت‌های عشق تو درونت زنده شد می بین
۱۷
ز مردم آن به کار آید کی زنده می شود در تو
۱۸
و باقی تن غباری دان که پیدا می شود از طین
۱۹
دلت را هر زمان نقشی تنت یک نقش افسرده
۲۰
از آن افسرده‌ای که تو بر آنی نه‌ای با این
۲۱
مرا گوید یکی صورت منم اصل غزل واگو
۲۲
خمش کردم نشاید داد این خاتم به هر گرگین

دانش و پژوهش این شعر

نیازمند بازبینی
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۱ نیازمند تصمیم۱ موجودیت مرتبط

پیش‌نویس‌ها و پیشنهادها

هنوز واقعیت تأییدشده نیستند
پیشنهادیبه‌کارگیری نماد

می و جام

به‌کارگیری نماد ← می و جام

Matched curated alias: می; editorial status: suggested

۱ شاهد متنی
شاهد متنی در منبع ثبت شده است.
۰ بیت · رابطهٔ منتقل‌شده
Vira