Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
مولوی · دیوان شمس

غزل شمارهٔ ۱۸۶۱

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
ای قاعده مستان در همدگر افتادن
۲
استیزه گری کردن در شور و شر افتادن
۳
عاشق بتر از مست است عاشق هم از آن دست است
۴
گویم که چه باشد عشق در کان زر افتادن
۵
زر خود چه بود عاشق سلطان سلاطین است
۶
ایمن شدن از مردن وز تاج سر افتادن
۷
درویش به دلق اندر و اندر بغلش گوهر
۸
او ننگ چرا دارد از در به در افتادن
۹
مست آمد دوش آن مه افکنده کمر در ره
۱۰
آگه نبد از مستی او از کمر افتادن
۱۱
گفتم که دلا برجه می بر کف جان برنه
۱۲
کافتاد چنین وقتی وقت است درافتادن
۱۳
با بلبل بستانی همدست شدن دستی
۱۴
با طوطی روحانی اندر شکر افتادن
۱۵
من بی‌دل و دل داده در راه تو افتاده
۱۶
والله که نمی‌دانم جای دگر افتادن
۱۷
گر جام تو بشکستم مستم صنما مستم
۱۸
مستم مهل از دستم و اندر خطر افتادن
۱۹
این قاعده نوزاد است وین رسم نو افتاده‌ست
۲۰
شیشه شکنی کردن در شیشه گر افتادن

دانش و پژوهش این شعر

نیازمند بازبینی
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۴ نیازمند تصمیم۴ موجودیت مرتبط

پیش‌نویس‌ها و پیشنهادها

هنوز واقعیت تأییدشده نیستند
پیشنهادیبه‌کارگیری نماد

گل و بلبل

به‌کارگیری نماد ← گل و بلبل

Matched curated alias: بلبل; editorial status: suggested

۱ شاهد متنی
شاهد متنی در منبع ثبت شده است.
۰ بیت · رابطهٔ منتقل‌شده
Vira
پیشنهادیبه‌کارگیری نماد

می و جام

به‌کارگیری نماد ← می و جام

Matched curated alias: می; editorial status: suggested

۱ شاهد متنی
شاهد متنی در منبع ثبت شده است.
۰ بیت · رابطهٔ منتقل‌شده
Vira
پیشنهادیبازنمایی کهن‌الگو

عاشق جوینده

بازنمایی کهن‌الگو ← عاشق جوینده

Matched curated alias: عاشق; editorial status: suggested

۱ شاهد متنی
شاهد متنی در منبع ثبت شده است.
۰ بیت · رابطهٔ منتقل‌شده
Vira
پیشنهادیشامل شخصیت

عاشق

شامل شخصیت ← عاشق

Matched curated alias: عاشق; editorial status: suggested

۱ شاهد متنی
شاهد متنی در منبع ثبت شده است.
۰ بیت · رابطهٔ منتقل‌شده
Vira