Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
مولوی · دیوان شمس

غزل شمارهٔ ۱۸۶۶

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
ای کار من از تو زر ای سیمبر مستان
۲
هم سیم به یادم ده هم سیم و زرم بستان
۳
در عین زمستانی چون گرم کنی مرکب
۴
از گرمی میدانت برسوزد تابستان
۵
گر طفلک یک روزه شب‌های تو را بیند
۶
از شیر بری گردد وز مادر وز پستان
۷
ای وای از آن ساعت کاین خاطر چون پیلم
۸
سرمست شما گردد یاد آرد هندستان
۹
روزی که تب مرگم یک باره فروگیرد
۱۰
هر پاره ز من گردد از آتش تب سستان
۱۱
تو از پس پرده دل ناگاه سری درکن
۱۲
تا هر سر موی من گردند چو سرمستان
۱۳
هر خاطر من بکری بر بام و در از عشقت
۱۴
چندان بکند شیوه چندان بکند دستان
۱۵
تا تابش روی تو درپیچد در هر یک
۱۶
وز چون تو شهی گردد هر خاطرم آبستان
۱۷
شمس الحق تبریزی هر کس که ز تو پرسد
۱۸
می بینم و می گویم از رشک کدام است آن

دانش و پژوهش این شعر

نیازمند بازبینی
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۱ نیازمند تصمیم۱ موجودیت مرتبط

پیش‌نویس‌ها و پیشنهادها

هنوز واقعیت تأییدشده نیستند
پیشنهادیبه‌کارگیری نماد

می و جام

به‌کارگیری نماد ← می و جام

Matched curated alias: می; editorial status: suggested

۱ شاهد متنی
شاهد متنی در منبع ثبت شده است.
۰ بیت · رابطهٔ منتقل‌شده
Vira