غزل شمارهٔ ۱۹۲۶
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
مال است و زر است مکسب تن
۲
کسب دل دوستی فزودن
۳
بستان بیدوست هست زندان
۴
زندان با دوست هست گلشن
۵
گر لذت دوستی نبودی
۶
نی مرد شدی پدید نی زن
۷
خاری که به باغ دوست روید
۸
خوشتر ز هزار سرو و سوسن
۹
بر هم دوزید عشق ما را
۱۰
بی منت ریسمان و سوزن
۱۱
گر خانه عالم است تاریک
۱۲
بگشاید عشق شصت روزن
۱۳
ور می ترسی ز تیر و شمشیر
۱۴
جوشن گر عشق ساخت جوشن
۱۵
هم عشق کمال خود بگوید
۱۶
دم درکش و باش مرد الکن