قاآنی · غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۰

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
سخن از بوسهٔ آن لعل لب نوش افتاد
۲
به میان بار دگر خون سیاوش افتاد
۳
گشت یک‌سان شب و روزم که ترا از رخ و زلف
۴
صبح با شام سیه باز هم‌آغوش‌ افتاد
۵
آنچنان در رخ نیکوی تو حیران ماندم
۶
که مرا‌ کعبه و بتخانه فراموش افتاد
۷
مر مرا هیچ به شیرینی دشنام تو نیست
۸
نوش‌ جانست هر آن نیش که با نوش‌ افتاد
۹
شاه حسنت به جفا شیوهٔ ضحاک گرفت
۱۰
افعی زلف کجت تا به سر دوش افتاد
۱۱
پیرهن چاک زنم دمبدم از غم چکنم
۱۲
که مرا کار بدان سرو قباپوش‌ افتاد
۱۳
با همه زهد که قاآنی ما می‌ورزد
۱۴
عاقبت در سر خم می‌ زد و مدهوش‌ افتاد

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.