قاآنی · غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۶

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
گرم ز لطف بخوانی ورم به قهر برانی
۲
تو قهرمانی و قادر بکن هر آنچه توانی
۳
گرم به دیده زنی تیر اگر به سینه ننالم
۴
که‌‌ گرچه آفت جسمی و لیک راحت جانی
۵
نیم سپند که لختی برآتشت ننشینم
۶
هزار سال فزون گر بر آتشم بنشانی
۷
من از جمال تو مستغنیم ز هرکه به عالم
۸
به حکم آنکه تو تنها نکوتر از دو جهانی
۹
نظر به غیر تو بر هیچ آفریده نکردم
۱۰
گناه من نبود گر ندانمت به چه مانی
۱۱
در انگبین نه چنان پا فروشدست مگس را
۱۲
کز آستان برود گر صد آستین بفشانی
۱۳
اگر چه‌ عمر عزیزست ‌و جان ‌نکوست ولیکن
۱۴
تو هم عزیزتر از این و هم نکوتر از آنی
۱۵
به حال خستهٔ قاآنی از وفا نظری کن
۱۶
بدار حرمت پیران به شکر آنکه جوانی

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.