غزل شمارهٔ ۱۹۴۲
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
من ز گوش او بدزدم حلقه دیگر نهان
۲
تا نداند چشم دشمن ور بداند گو بدان
۳
بر رخم خطی نبشت و من نهان می داشتم
۴
زین سپس پنهان ندارم هر کی خواند گو بخوان
۵
طوق زر عشق او هم لایق این گردن است
۶
بشکند از طوق عشقش گردن گردن کشان
۷
کوس محمودی همه بر اشتر محمود باد
۸
بار دل هم دل کشد محرم کجا باشد زبان
۹
آینه آهن دلی باید که تا زخمش کشد
۱۰
زخم آیینه نباشد درخور آیینه دان
۱۱
لیک روی دوست بینی بیخبر باشی ز زخم
۱۲
چون زنان مصر بیخود در جمال یوسفان
۱۳
صد هزاران حسن یوسف در جمال روی کیست
۱۴
شمس تبریزی ما آن خوش نشین خوش نشان