شمارهٔ ۷۴
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
گفت رندی با یکی در نیمروز
۲
از در اندرز رمزی از رموز
۳
که اگر در دور ناهموار چرخ
۴
عیش یا غم بایدت بیدرد و سوز
۵
دل منه در هیچ کار اندر جهان
۶
کاین تعلق هست رنجی فتنهتوز
۷
هرچه پیشت آید از دشوار و سهل
۸
شو رضا بر هم مکش رخسار و پوز
۹
چون درآیی با مغان خانه کن
۱۰
چون درافتی با بتان خانه سوز
۱۱
آنچه حاصل بینی از صافی و درد
۱۲
بیتمجمج درکش و جان برفروز
۱۳
وانکه حاضر یابی از زیبا و زشت
۱۴
بیتعلل درجه و در وی سپوز
۱۵
بر امید نسیه نقد ازکف مده
۱۶
زانکه بر ریش طمع کارست گوز