شمارهٔ ۱۰۶
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
پیرکی لال سحرگاه به طفلی الکن
۲
میشنیدم که بدین نوع همی راند سخن
۳
کای ز زلفت صصصبحم شاشاشام تارک
۴
وی ز چهرت شاشاشامم صصصبح روشن
۵
تتتریاکیم و بی شششهد للبت
۶
صصبر و تاتاتابم رررفت از تتتن
۷
طفل گفتا مَمَمَن را تُتُو تقلید مکن
۸
گگگم شو ز برم ای کککمتر از زن
۹
مممیخواهی ممشتی به ککلت بزنم
۱۰
کهبیفتد مممغزت ممیان ددهن
۱۱
پیرگفتا وووالله که معلومست این
۱۲
که که زادم من بیچاره ز مادر الکن
۱۳
هههفتاد و ههشتاد و سه سالست فزون
۱۴
گگگنگ ر لالالالم بهخخلاق ز من
۱۵
طفل گفتا خخدا را صصدبار ششکر
۱۶
که برستم به جهان از مملال و ممحن
۱۷
مممن هم گگگنگم مممثل تتتو
۱۸
تتتو هم گگگنکی مممثل مممن