Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
مولوی · دیوان شمس

غزل شمارهٔ ۱۹۵۷

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
هست عاقل هر زمانی در غم پیدا شدن
۲
هست عاشق هر زمانی بیخود و شیدا شدن
۳
عاقلان از غرقه گشتن بر گریز و بر حذر
۴
عاشقان را کار و پیشه غرقه دریا شدن
۵
عاقلان را راحت از راحت رسانیدن بود
۶
عاشقان را ننگ باشد بند راحت‌ها شدن
۷
عاشق اندر حلقه باشد از همه تن‌ها چنانک
۸
زیت را و آب را در یک محل تنها شدن
۹
و آنک باشد در نصیحت دادن عشاق عشق
۱۰
نیست او را حاصلی جز سخره سودا شدن
۱۱
عشق بوی مشک دارد زان سبب رسوا بود
۱۲
مشک را کی چاره باشد از چنین رسوا شدن
۱۳
عشق باشد چون درخت و عاشقان سایه درخت
۱۴
سایه گر چه دور افتد بایدش آن جا شدن
۱۵
بر مقام عقل باید پیر گشتن طفل را
۱۶
در مقام عشق بینی پیر را برنا شدن
۱۷
شمس تبریزی به عشقت هر کی او پستی گزید
۱۸
همچو عشق تو بود در رفعت و بالا شدن

دانش و پژوهش این شعر

نیازمند بازبینی
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۲ نیازمند تصمیم۲ موجودیت مرتبط

پیش‌نویس‌ها و پیشنهادها

هنوز واقعیت تأییدشده نیستند
پیشنهادیبازنمایی کهن‌الگو

عاشق جوینده

بازنمایی کهن‌الگو ← عاشق جوینده

Matched curated alias: عاشق; editorial status: suggested

۱ شاهد متنی
شاهد متنی در منبع ثبت شده است.
۰ بیت · رابطهٔ منتقل‌شده
Vira
پیشنهادیشامل شخصیت

عاشق

شامل شخصیت ← عاشق

Matched curated alias: عاشق; editorial status: suggested

۱ شاهد متنی
شاهد متنی در منبع ثبت شده است.
۰ بیت · رابطهٔ منتقل‌شده
Vira