غزل شمارهٔ ۴۲۵
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
ما گریبان دل از گل های غم پر کرده ایم
۲
از شراب تلخکامی جام جم پر کرده ایم
۳
مژده باد ای دل، نثار کام را آماده باش
۴
کز گل پژمردگی دامان غم پر کرده ایم
۵
هیچ از این حسرت نمی سوزیم کز بازار فیض
۶
اهل دل جیب مراد و ما شکم پر کرده ایم
۷
تیغ و سر درکف به سوی عشق رفتم، گفت رو
۸
کز شهیدان عاقبت را از عدم پر کرده ایم
۹
خوش برآ عرفی زمانی با الم خاموش باش
۱۰
کز هجوم ناله آزار الم پر کرده ایم
