زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
عرفی · غزلها

غزل شمارهٔ ۴۳۰

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
رفتیم و با غمت دل پر خون گذاشتیم
۲
جان را به صیدگاه تو در خون گذاشتیم
۳
رفتیم و دل رمیده و شبدیز غیر را
۴
با شوق بی عنانی گلگون گذاشتیم
۵
رفتیم و توبه کرده ز میخانهٔ مراد
۶
میل قدح به آن لب میگون گذاشتیم
۷
رفتیم و در زمانه ز غمنامه های تو
۸
نشنودهٔ غم تو به مجنون گذاشتیم
۹
رفتیم و انتقام ستم های غیر را
۱۰
با عادت طبیعت گردون گذاشتیم
۱۱
رفتیم عرفی از چمن وصل ناامید
۱۲
در دل هوای آن قد موزون گذاشتیم

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.