زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
عرفی · غزلها

غزل شمارهٔ ۴۳۳

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
از بس که روی گرم به هر سو گذاشتیم
۲
صد داغ شعله خیز در آن کو گذاشتیم
۳
از شرم ناکسی نگشودیم دیده را
۴
الماس فتنه در ته پهلو گذاشتیم
۵
هر گوهری که دل ز تعلق گرفته بود
۶
در دامن کرشمهٔ دلجو گذاشتیم
۷
ما بر فریب چشم غزالانه باختیم
۸
مجنون بازمانده به آهو گذاشتیم
۹
امروز در زیارت دار است امنیت
۱۰
آن سر که بر سر زانو گذاشتیم
۱۱
یک باره کرد خوب-خرابی مزاج دل
۱۲
دست از عمارت دل بدخو گذاشتیم

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.