غزل شمارهٔ ۴۶۱
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
صد شکر کز حلاوت هستی گذشته ایم
۲
وز ذوق هوشیاری و مستی گذشته ایم
۳
ای خوشدلی مناز که ما از بساط عمر
۴
در روزگار باد پرستی گذشته ایم
۵
در راه راست گام به اندیشه می نهیم
۶
از بس که بر بلندی و پستی گذشته ایم
۷
راز درون پرده ز بیرون نوشته، لیک
۸
دایم به این صحیفهٔ مستی گذشته ایم
۹
عرفی به راه روان عدم جای بار نیست
۱۰
تا تو کلاه گوشه شکستی، گذشته ایم
