غزل شمارهٔ ۴۶۶
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
چند بر بستر از آن چشم فسون ساز افتم
۲
تکیه بر بالش و بستر کنم و باز افتم
۳
پاسم ای شمع چه داری، نیم آن پروانه
۴
که اگر بال بسوزند، ز پرواز افتم
۵
بای شهباز سلامت بگشایید که من
۶
نی ام آن مرغ که در چنگل شهباز افتم
۷
حیرت از بس که عنان تاب الم شد، بیم است
۸
که ز انجام ره عشق به آغاز افتم
۹
گفت و گوییست، بنازم به لب خاموشی
۱۰
که اگر لب بگشایم ز سخن باز افتم
۱۱
عرفی آرام مجو از دلم، آن رفت که من
۱۲
از بر تکیه گه عیش به صد ناز افتم
