زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
عرفی · غزلها

غزل شمارهٔ ۴۶۸

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
هرگز گله از دوست به محرم نفروشم
۲
گر مشتریم دوست شود هم نفروشم
۳
از شورش غم با در و دیوار به حرفم
۴
رفت آن که به آسوده دلان غم نفروشم
۵
هرگز نگشایم در دکان غم دل
۶
وانگه که دکان باز کنم کم نفروشم
۷
زان اهل نفاقم نپسندند که هرگز
۸
قول غلط و فعل مسلم نفروشم
۹
عرفی دل آباد به یک جو نخرد عشق
۱۰
من هم دل ویران به دو عالم نفروشم

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.