زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
عرفی · غزلها

غزل شمارهٔ ۵۰۶

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
بردیم ز کویش، دم سردی و گذشتیم
۲
سودیم بر آن در، رخ زردی و گذشتیم
۳
یاران بستادند که این جلوه گه کیست
۴
ما سرمه گرفتیم ز گردی و گذشتیم
۵
هر گه که ره ما به یکی راه رو افتاد
۶
دیدیم چو خود، یکی بیهده گردی و گذشتیم
۷
چون باد صبا، روی به هر سو که نهادیم
۸
چیدیم غبار ره مردی و گذشتیم
۹
آن در که پای دل ما داشت به زنجیر
۱۰
گفتیم به دیوانهٔ فردی و گذشتیم
۱۱
هر گه که گذار من و عرفی به هم افتاد
۱۲
دادیم به هم تحفهٔ دردی و گذشتیم

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.