شاه نعمت‌الله ولی · غزلیات

غزل شمارهٔ ۲

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
نعمت الله است دائم با خدا
۲
نعمت از الله کی باشد جدا
۳
در دل و دیده ندیدم جز یکی
۴
گر چه گردیدم بسی در دو سرا
۵
میل ساحل کی کند بحری چو شد
۶
غرقه در دریای بی پایان ما
۷
ما نوا از بینوائی یافتیم
۸
گر نوا جوئی بجو از بینوا
۹
از خدا بیگانه ای دیدیم نه
۱۰
هر که باشد هست با او آشنا
۱۱
سروری خواهی برآ بر دار عشق
۱۲
کز سر دار فنا یابی بقا
۱۳
سید سرمست اگر جوئی حریف
۱۴
خیز مستانه به میخانه درآ

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.