شاه نعمت‌الله ولی · غزلیات

غزل شمارهٔ ۹

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
از ازل تا ابد خواند مرا
۲
یار من محروم کی ماند مرا
۳
من به غیر او نکردم التفات
۴
حضرت او نیک می داند مرا
۵
عاقبت تاج سر شاهان شوم
۶
گر به خاک راه بنشاند مرا
۷
یک مس بی او نخواهم زد دگر
۸
تا دمی از خویش بستاند مرا
۹
رو بدان درگاه دارم روز و شب
۱۰
از در خود یار کی راند مرا
۱۱
تا ز من یابند مردم بهره ها
۱۲
چون درخت میوه افشاند مرا
۱۳
نعمت الله را نداند هیچ کس
۱۴
در همه عالم خدا داند مرا

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.